مدیتیشن وضعیت سکوت مطلق است: آسایش کاملی که در اثر نبودن افکار تولید میشود و حالت هوشیاری کامل.
تنها در آن هوشیاری است که قادر خواهی بود حقیقت مطلق را ببینی. مراقبه روند بسیار سادهای است. تنها کافی است که کلید درستش را بدانی. در کتب ”اپانیشاد“ به اینکار ”مشاهده“ witnessing میگویند.
فقط روند ذهنی خودت را مشاهده کن . هیچکار دیگر انجام نده . در این مرحله نیاز به هیچ عمل دیگری نیست . فقط مشاهدهگر باش: افکار، خواستهها، خاطرات، رویاها و صحنههای تخیلی ذهن را که میگذرند نظاره کن.
راحت و خونسرد به تماشای این مناظر بنشین. تماشا کن و ببین : بدون قضاوت و بدون محکوم کردن: نگو ”این خوب است“ یا ”این بد است“. در روند، ملاکهای اخلاقی را بهکار نگیر . در غیر اینصورت هرگز قادر نخواهی بود مراقبه کنی .
فردی که در مراقبه نظر میدهد و قضاوت می کند ، به صورت ناخودآگاه سریعاً نتیجهگیری میکند: ”این درست است و آن غلط“. و هر آنچه احساس کند که ”درست است“، میخواهد به آن بچسبد و هر آنچه احساس کند ”نادرست است“ میخواهد بیرونش کند. ولی تنها یک چیز قطعی است: ذهن تماشاکننده نیست. آنکه از فعالیتهای ذهن آگاه است قسمتی از ذهن نیست.
تماشاکننده از ذهن جدا است . ناظر با ذهن متفاوت است.
آگاه شدن از این ناظر، یعنی یافتن جوهر وجود، درک مرکزیت هستی و ادراک مطلق و لایزال.
بدن دگرگون میشود: روزی تو در رحم مادر بودی، زمانیکه کودک بودی، پس از آن مرد یا زن جوانی شدی، سپس پیری...
در آخر روزی خواهی مرد و وارد رحم هستی خواهی شد. بدن به دگرگونی ادامه میدهد: دگرگونی پیوسته. بامدادان خوشحال هستی، بعدازظهر خشمگین هستی، عصر غمگین هستی. حالات، عواطف و احساسات نیز به دگرگونی ادامه میدهند.
افکار پیوسته در تغییر هستند. چرخ در اطراف تو به چرخش ادامه میدهد.
دنیای پدیدهها یک گردباد است . هرگز ثابت نیست: حتی برای دو لحظهٔ متوالی.
ولی یک چیز همواره ثابت است و هیچگاه تغییر نمیکند و آن، ”ناظر“ است.
یافتن آن ”ناظر“ یعنی یافتن خداوند. پس خویش و خدای خویش را بدرستی دریاب ، از محدودیتهای هستی گام فراتر گذار ، وجود خود را در یاب پس مدتیشن کن.
اگر به زبان ساده بگویم این مدیتیشتن است .
www.chi-1.com
|